چقدر دلم برایت تنگ شده

دلم برایت لک زده

این را همان روزهای آخرهای میدانستم

میدانستم روزی چنان هوایت را خواهم کرد که ...

دلم برای درخت های شتر مرغی ات و برگ های زردشان در پاییز تنگ شده


دیدن  شمشاد های سبز و قرمز تو را با دیدن اتاق آبی مادام لافایت عوض نمیکنم


کاش تو را بیشتر ثبت میکردم

فکرش را میکردی دلم این همهههههههههههههههههههههههههه برایت تنگ شود؟

برای هر چهار فصلت؟

برای تک تک درخت هایت؟

برای خیابان های طویل ات؟

برای هوای خوشت؟

نه

برای خودت

یادت می آید وقتی از در شرقی ات وارد میشدم چقدر با تو سلام  و احوال پرسی و خوش و بش میکردم؟

دلم برای اتوبوس های قراضه ی شب جمعه ی ات برا حرم قنج می رود

و برای نوای : برگشت، ساعت 10 باب الجواد!


استخوان هایم  عجیب سرمای زمستانی زودرس تو را میطلبند


و از این سرماخوردگی های مصنوعیه بخاطر هوای کثیف و پر گوگرد متنفرم



دلم برای خوردن سرمای تمیز تو تنگ شده

و چشمهایم از بس که رنگ های تازه ی تو را ندیده اند کدر شده اند....




دلم برای جوجه تیغی هایت هم خیلی تنگ شده!




چقدر دلم برایت تنگ شده
چقدر این ایام، بی تو ، بدون بودن در وجود تو سخت میگذرد
چقدر سخت میگذرد

*************************************************************

میخواستم در این پست نظرات جالب خصوصی در مورد پست قبل را بگذارم

اما عزیزی گفت اگه میخواست عمومی بشه که خصوصی نمیذاشت! حرفش درست بود!

پس سکوت میکنم

ولی سکوتم به این معنا نیست که فراموش کرده ام

راستی خدا نلسون ماندلای فقید را هم بیامرزد!

تو را گواه میگیرم...

خدایا

تو شاهد باش

تو شاهد باش که من با حجاب کامل اسلامی خودم - که به آن افتخار میکنم و برایش جان میدهم- در کشور اسلامی خودم - که به آن هم افتخار میکنم و برایش جان میدهم- هیییییییییییییییییچ فرقی با دختر محجبه ی مسلمان لاس وگاس و لس انجلس و میشیگان و پاریس و کلرموند فروند و بروکسل و لوزان ندارم! تمام تحقیرهایی هایی که آن بنده های تو با حجابشان در بلاد کفر متحمل میشوند، من هم در بلادم ( !!) متحمل آن هستم.

هر روز سخت تر از دیروز

و هر روز در موقعیتی تعیین کننده تر از دیروز

زبانم قاصر نیست اما دستانم بسته است

باورت میشود؟

در ایران؟

باورت میشود وقتی با دوستان سوییسی و بلژیکی ام هم صحبت بودم و آنها از خون دلها  و تحقیرها و رنج هایشان به عنوان دختران محجبه در محیط اجتماعشان، کارشان و دانشگاهشان برایم میگفتند رویم نمیشد بگویم من بد تر  از این هایی که شما میگویید را این جا متحمل میشوم؟

فقط

 مبارزه

و صبر

و تو فقط شاهد باش...

باشد که چادرم را مشتی کنم بر دهانشان و دهانشان را چنان پر خون کنم که خونریزی ژن ها دی ان ایشان را کج و کوله کند و تا 14 نسلشان بی زبان و دندان به دنیا بیاید ان شا الله

***********************************************

خیلی جالبه آدم تو جمهوری اسلامی برای حجاب مبارزه کنه...

دوستان!  ذره ای تو نوشتن این مطلب اغراق نکردم- پس خواهشا نظرات آبکی نثار من نکنید!!


!

یه حسی دارم این روزا

که گاهی با خودم میگم

شاید مردم حواسم نیست!!