تا کربلا راهی نمانده...

 

به بهانه ی سفر به سرزمین نور

سفر به نزدیک ترین نقطه به کربلا

سفر به عشق

سفر به عاشورا

 

خاک اینجا، بویش، نگاهش و مظلومیتش آشناست. اینجا روستایی است در غرب سوسنگرد که در موقع هجوم شیاطین و جنود ابلیس جبهه مقدم شهر سرخ سوسنگرد بود؛ اینجا زمانی نه چندان دور دخترانش با خون حنا می بستند و سر هر کوچه کبوتری حجله داشت. مردم اینجا شاهدند که سال ها پیش چگونه شاباش سرخ از آسمان می بارید. ولی خفاش های شب پرست غافلند از اینکه «مرگ پایان کبوتری نیست».

دهلاویه، نامی است آشنا که با نام شهید دکتر مصطفی چمران عجین شده.

چمران یعنی 49 سال زندگی با شرافت یعنی شجاعت، عزت، رقت قلب.

چمران یعنی بالا ترین نمره، یعنی بیست و یک یعنی پشت پا زدن به دنیا و غُرّی غیری گفتن و سه طلاقه کردن دنیا که شبیه پیر زنی زشت و جزامی است.

چمران یعنی فرمانه ی خاکی یعنی تواضع، فروتنی، متانت و یک دنیا آقایی و بزرگی.

این روزها که باورمان کپک زده است، کجا باید دنبال زندگینامه خورشید گشت؟ کجا باید فضای مناسب برای تنفس جست؟ کجا باید زندگی کرد؟ کجا باید زندگی کرد؟ کجا باید تفریح نمود و راه رفت و قدم زد؟

همه جا شیمیایی است، مردم مصنوعی شده اند. مردهای زن نما همه جا مثل ویروس وول می خورند و جامعه را آلوده کرده اند. این مردان زن صفت فضای شهر را آلوده کرده اند. از در و دیوار گناه می ریزد، چشم عابران آبستن گناه است . خدا سال هاست که از زمین کوچ کرده و هر از چند گاهی توجهی می کند.

اما

هویزه یعنی قرآن زیر تانک، یعنی سیدحین علم الهدی.
هویزه یعنی از همه طرف محاصره.
هویزه یعنی ایستادن تا آخرین نفس.
هویزه یعنی پلکان آسمان.
از علم الهدی گفتن کار سختی است. او را نمی شود نوشت، باید می دیدی. اما 
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید

وقتی می خواهم حماسی حرف بزنم او، وقتی می خواهم از استقامت و ایثار و شجاعت بگویم او نمونه خوبی است که می شود در موردش حرف زد.
وقتی وارد هویزه و بارگاه شهداء می شوی دلت خدایی می شود. 
هویزه نام دیگرش گوچه های بنی هاشم است، نام دیگرش خانه فاطمه(س). صدای شکسته شدن استخوان پهلو و سینه مساوی است با له شدن زیر شنی تانک، تکرار حادثه در است و دیوار. آنجا آتش بود و اینجا آتش، آنجا خون بود و دود و اینجا تکرار آنجا.
آنجا زهرا(س) بود و اینجا پسر زهرا(س)؛ سید حسین علم الهدی.



از هر طرف که حساب کنی اینجا وسط زمین است؛ آخر دنیاست و خط مرزی و انتهای جاده ی خلقت، نفس که می کشی ریه هایت پر می شود از نور، صفا و معنویت. اینجا سرزمین مادری عشق است؛ همان جایی که عرشی ها طلائیه اش می خوانند و عرشیان عشق آباد. اینجا سرزمین مادری مجنون است.

فکه یا مکه، اصلاً چه فرقی می کند، بگو عشق آباد، سعادت آباد، مدینه ی فاضله، بیت الله ثانی، مهم این است که احرام ببندی و هروله کنی تا قتلگاه و قربانگاه آوینی.
این روزها تکان های دلم سطحی شده و هیچ زلزله و شوکی کار ساز نیست تا مرا از خواب غفلت بیدار کند.

اینقدر بوی مردار گرفته ام که کرکس های گناه رهایم نمی کنند. پاهایم در لجن زار معصیت فرو رفته حتی دیگر گریه کردن هم از یادم رفته است. شهید را نمی توانم هجی کنم، غمی روی دلم نشسته و خیال بلند شدن ندارد. راستی! خدا چند بخش است؟! آیا ته حال به این مطلب فکر کرده ایم؟!

در من هزار ابلیس تحصن کرده و سربازان آنها مثل موریانه ستون های ایمانم را می جوند.

فکه! کمکم کن تا عادت کنم عادت نکنم.

اینجا هنوز بوی تکبیر و صلوات می دهد. گوشت را که به زمین می چسبانی صدای رژه و چکمه های جُندُ الله را می شنوی. 
اما از صبحگاه دو کوهه خبری نیست که نیست. نه اشتباه کردم، ببخشید، صبحگاه هست ولی ما نمی بینیم. شهداء خودشان را از چشم ما پنهان کرده اند.
ما بصیریم و سمیعیم و هوشیم با شما نامحرمان ما خاموشیم 
شهداء هر روز صف می کشند و برای فرج ولی عصر (عج) دعا می کنند، برای همه دعا می کنند. من مطمئنم هنوز هم حاج احمد متوسلیان توی دو کوهه راه می رود، حرف می زند و سان می بیند. من صدای پای همت را می شنوم، من شب های پر ستاره ی دو کوهه را دوست دارم.
صدای تار زدن جیرجیرک ها را دوست دارم. صدای أمن یجیب های بچه ها را می شنوم. من حس می کنم فردا عملیات است.
چه زیبا گفته سید شهیدان اهل قلم، مرتضی آوینی: «شرف المکان بالمکین، اعتبار مکان ها به انسان هایی است که در آن زیسته اند، و چه خوب گفته اند. دو کوهه پادگانی است که سال های سال با شهداء زیسته است».
دو کوهه پادگان منتظران شهادت است و پایگاه عشاق. 
دو کوهه با ساختمان های نیمه کاره و مخروبه اش دست نوشته ی شهداء را خوب حفظ و نگهداری کرده. دوکوهه امانت دار خوبی است. دو کوهه دانشگاه محبوبان خداست.  شاگرد اول های مکتب سرخ شهادت که بیشترشان با معدل بالا فارغ التحصیل شدند و رفتند و به آنجا که دلشان می خواست رسیدند.


چزابه یعنی 31/6/1359، یعنی عدم موفقیت.
وقتی از راه رفتن زیاد خسته می شوی دلت می خواهد بنشینی ولی اینجا بدون خستگی دوست داری بنشینی، دوست داری راه بروی و حلقو بریده نی ها را ببوسی.
اینجا دوست داری از کدورت ها جذر بگیری و خوبی ها را به توان برسانی.
اینجا دوست داری محبت را ضرب کنی و غم ها را تفریق و کم کنی و عشق را جمع ببندی و هرچه داری تقسیم کنی، صفا، صمیمیت، نور، و ...
اینجا حس می کنی تا خدا فاصله ای نداری.
اینجا مقتل اساعیلیان است. شب ها چزابه زانوی غم بغل می گیرد.
به چزابه که می رسی دوست داری زیارت عاشورا بخوانی و گریه کنی.


عاقبت جوینده یابنده است. این جمله را باید از زبان بچه های گروه تفحص شنید. باید از جویندگان گنج، نادیده ها را بپرسی و ناشنیدنی ها را بشنوی باید از مردمک چشم شهیدیاب ها شرهانی را دید.
شرهانی جایی است که بچه های گروه تفحص زیر لب زمزمه می کنند:
خاک را یک سو بزن آرام تر خفته اینجا یار مفقود الاثر
و وقتی چیزی پیدا نمی کنند دست بغض گلویشان را می فشارد و آنها را مجبور می کند که زیر لب نجوا کنند:
گلی گم کرده ام می جویم او را به هر گل می رسم می بویم او را
اینجا شرهانی است چه چیزی را گم کرده باشی یا گم نکرده باشی باید دنبال گم شده خودت یا دیگران بگردی. مهم این است که هر کس هر چه پیدا کرد شادیش را با دیگران تقسیم می کند. اینجا سرزمین طلاست،معدن گنج است، اگر نقشه داشته باشی راحت به گنج می رسی،منظورم پلاک است یا هر چیزی که می تواند به گنج یعنی شهید تو را برساند.
اینجا سرزمین گمنام هاست. سرزمین بینام و نشان ها.

بیانات امام خامنه ای در روز عید ولایت

دوستان گرام

«اين پست، يكي از زيبا ترين پست هاي وبلاگ تازه تاسيس من است»

عين صحبت هاي امام خامنه اي با رنگ سبز  مشخص شده

درست حسابي بسيجي نيستم اما باوجود چنين امامي به بسيجي بودن خودم

افتخار ميكنم(و حتي دچار خود شيفتگي هم شدم!)

لطفا

با بصيرت بخونيد

با بصيرت بخونيد و لذت ببريد...

 

امام خامنه ای نصب الهی جانشین پیامبر و توجه دادن به مسئله امامت را دو جنبه

اساسی واقعه غدیرخم دانستند و در تبیین اهمیت مفهوم امامت فرمودند: امامت،

 یعنی فرد و یا گروهی، پیشوایی انسانها و جامعه را در دست گیرند و جهت حركت

آنها را در امر دین و دنیا مشخص كنند و لذا «امامت» در این معنا، مسئله اصلی همه

 جوامع بشری در طول تاریخ بوده است..


رهبر انقلاب اسلامی، در تبیین بیشتر عمومیت مفهوم امامت افزودند: در سكولارترین

 حكومتهای دنیا نیز، با وجود همه ادعاها درباره جدا بودن مراكز سیاست از مراكز

دینی و معنوی، دنیا و آخرت مردم، هر دو، در ید قدرت حاكمان قرار دارد و جهت

 گیریهای حكمرانان، عملاً، زندگی دنیوی و اخروی آن جامعه را شكل می دهد.


ایشان در همین بحث، دستگاههای بزرگ فرهنگی غرب و زورگویان جهانی را از جمله

امامان و پیشوایانی دانستند كه همچون فرعون، مردم را به سمت آتش فساد و

تباهی و هلاكت می كشانند.

حضرت آیت الله خامنه ای، اقدام نبی مكرم اسلام را در تشكیل حكومت و ایجاد جامعه

مدنی نبوی، اثبات این واقعیت خواندند كه اسلام در نصیحت و دعوت زبانی خلاصه

نمی شود بلكه درصدد تحقق احكام الهی در جامعه است و این هدف نورانی، جز با

 تشكیل حكومت عادلانه، محقق نخواهد شد.

فرمانده معظم كل قوا در بخش دیگری از سخنانشان اجتماع عظیم 110 هزار نفری،

 بسیجیان را نمادی از بوستان معطر و عظیم بسیج در سراسر كشور خواندند و

خاطرنشان كردند: امام بزرگوار ما، با بصیرت و ژرف اندیشی خود، این بوستان را

بوجود آورد و با كلام و منش خود آن را به گونه ای آبیاری كرد كه روز بروز بالنده تر و

 پرثمرتر می شود.
ایشان، بسیج را حقیقتی عظیم، درخشان و بی نظیر برشمردند و با اشاره به «حضور

 «زن و مرد» و «پیر» و جوان و نوجوانان در بسیج، افزودند: حضور همه اقوام و

قومیتهای ایرانی و شركت دانشجویان – استادان، دانش آموزان، معلمان، روحانیان،

كارگران، كشاورزان، بازاریان و دیگر «صنوف اجتماعی – علمی و اقتصادی» در بسیج،

 نشانه فراگیر بودن این مجموعه عظیم و بی نظیر است.


ایشان تلاش دشمنان ملت ایران و دنباله روهای داخلی آنان را برای تحقیر و اهانت به

 بسیج، ناكام و بی ثمر دانستند و خاطرنشان كردند: آنان با كلام خدا و نبی مكرم

 اسلام نیز همینگونه رفتار می كنند اما این رفتار محقرانه، از عظمت و درخشندگی

 ذاتی بسیج، چیزی نمی كاهد.


حضرت آیت الله خامنه ای، همچنین بسیج را مجموعه ای منضبط و سازمان یافته،

 برشمردند و با تأكید بر كیفیت ایمانی این مجموعه خاطرنشان كردند: از لحاظ كمی

 نیز هیچ مجموعه ای در جهان به پای بسیج نمی رسد اما مهم این است كه بسیج بر

 « اعتقادات و ایمان و عواطف» متكی است و همین واقعیت، در روزهای دشوار،

 گشاینده مشكلات و دشواریهای كشور و ملت است.


ایشان قدرشناسی بسیج را وظیفه ای همگانی دانستند و افزودند: در درجه اول،

بسیجیان باید شكرگذار حضور در چنین مجموعه ای باشند و لازمه این قدرشناسی،

 تقویت روزافزون اركان بسیج، در ذهن و عمل بسیجیان است.


رهبر انقلاب اسلامی، حضور در عرصه های مختلف را یكی دیگر از دلایل اهمیت بسیج

برشمردند و خاطرنشان كردند: بسیج اگرچه در میدانهای دشوار نظامی، در اوج

هنرنمایی بوده است اما به بركت «اخلاص، ایمان، شجاعت و قدرت ابتكار خود» در هر

میدانی وارد شود، پیشتاز و پیشرو خواهد بود همچنانكه جوانان و استادان بسیجی

 امروز در عرصه علم جزو موفق ترینها هستند و هنرمندان بسیجی نیز، موفقیتهای

 درخشانی داشته اند.
حضرت آیت الله خامنه ای، اخلاص و بصیرت را اركان اساسی بسیج دانستند و

افزودند: این دو عنصر تعیین كننده، دارای هم افزایی متقابلند به گونه ای كه هر قدر،

بصیرت فرد بیشتر شود اخلاص او افزون ترخواهد شد و هر اندازه، كسی مخلص تر

باشد خداوند نور بصیرت را در او بیشتر می كند.


رهبر انقلاب اسلامی، هواهای نفسانی را مهمترین موانع بصیرت دانستند و با اشاره

 به عملكرد برخی در فتنه طراحی شده و پیچیده سال 88 افزودند: در آن حوادث، فتنه

 گرانی برای دست یافتن به قدرت، مصلحت كشور را نادیده گرفتند و به حقانیت

روشن یك راه، پشت كردند، به گونه ای كه دشمنان درجه یك ملت از اقدامات آنان به

هیجان و شوق آمدند و از آنان حمایت كردند اما عده ای این حقایق روشن را ندیدند و

 نمی بینند، البته برخی هم با وجود اینكه این حقایق را درك و فهم می كنند اما به

علت ظلمت دل و هواهای نفسانی، حاضر نیستند به این فهم خود، ترتیب اثر دهند.

 

پيشنهاد ميكنم اين بخش رو 25بار بخونيد:

 


****فرمانده معظم كل قوا، در بخش دیگری از سخنانشان بسیجی بودن را امری

 مبارك خواندند اما تأكید كردند: بسیجی ماندن و ایستادگی در راه، مهمتر است و

 بسیجی ماندن نیز به مراقبت و مواظبت دائم نیاز دارد.****

 

حضرت آیت الله خامنه ای، به روز كردن آمادگیهای ملی، تقویت اخلاص و

 بصیرت و بسیجی ماندن براساس نیازها و الزامات روز را، رمز

موفقیت ملت ایران دانستند و ابراز امیدواری كردند جوانان امروز كشور

، شاهد روزی باشند كه ملت ایران، بر فراز قله سعادت دنیوی و اخروی

ایستاده است و ملتهای دیگر به سمت جایگاه پرافتخار ملت ایران حركت

 می كنند.

 

اجتماع یكصد و ده هزار نفری بسیجیان در روز عید غدیر

 

اينم عيدي من به بسيجي هاي عزيز

عيد ولايت مبارك

متن پر در و گوهر بيانات رو سريعا در پست بعدي ميذارم

منتظر باشيد...

 

 

بیوگرافی حضرت امام خامنه ای

 
BIOGRAPHY OF THE LIFE OF HIS EMINENCE AYATOLLAH KHAMENEI LEADER OF THE ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN
 

On the 16th of July 1939, the future Leader of Islamic Iran was born in the holy city of Mashhad, in the province of Khorasan. Sayyed Ali was the second son of Sayyed Javad Khamenei, a humble and poor Islamic scholar who taught all members of his family how to lead a simple, humble way of life.
"My father, though a well-known religious figure, was a bit of an ascetic. We had a hard life. Sometimes for supper we had nothing but bread with some raisins, which our mother had somehow improvised.... our house, some sixty-five square meters, consisted of a single room and a gloomy basement. When visitors came to see my father as the local cleric to consult about their problems, the family had to move into the basement while the visit went on.... Years later some charitable persons bought the small, empty lot adjacent to our house, so we were able to build two more rooms
 
برای مشاهده تصاویر و مطالعه ادامه بیوگرافی امام خامنه ای به ادامه مطلب بروید
"To read the biography completly please go to "read more  
ادامه نوشته

قهوه تلخ يا تير تلخ ...

بسم الله النور
قهوه تلخ يا تير تلخ ....


نگاهي گذرا به آنچه كه پيرامون ما مي گذرد به نرمي جنگ نرم و در قالب فرهنگي مثل تهاجم

فرهنگي و يا حتي پيشرفته تر بگم ناتو فرهنگي و شبيخون فرهنگي

اميدوارم لذت ببريد و مثل ديگر دوستان بابصيرت !!! از ديدن اينجور فيلمهايي كه صدا و سيماي

ما مجوز پخش به آن نداده اند لذت ببريد

البته مسئولين محترم فرهنگي هم بهتره يه چندتا از اين سي دي ها جهت ارتقاي سطح

فرهنگي جامعه بخرند و تو كشور مثل خزه پخشش كنند شايد وضع فرهنگي كشور ما بهتر بشه

البته داخل پرانتز يا به اصلاح 20:30  صرفا جهت اطلاع بايد بگم دست مريضات ... بعضي ها چطور

مافيايي بهم زندند كه ....


با توجه به اينكه مي دانيم مهران مديري از طرفداران سرسخت موسوي و جريان سبز بود و با

توجه به اينكه مي دانيم در سريالهاي قبلي مهران مديري به انحا مختلف مخالفت خود رابا  نظام
 نشان داده و سعي مي نمود كه كلماتي كه مسئولين نظام استفاده مي كنند را بصورت طنز
مسخره عنوان كند  حال چند سوال بعد از مشاهده قهوه تلخ به ذهن مي رسد :
1- به نظر شما قهوه تلخ همان نظرات جريان فتنه سبز درباره نظام جمهوري اسلامي رهبري و تفكرات احمدي نژاد نيست ؟
2- تفكرات نوستر آداموس و ارتباط با امام زمان كه به احمدي نژاد نسبت مي دهند چگونه در اين فيلم به تمسخر گرفته شده است ؟

 
3- صحبت كردن افراد در نزد حاكم شبيه صحبت كردن اساتيد و يا گروه هاي ديگر در نزد رهبري نيست كه به اين نحو به تمسخر گرفته شده است ؟

 
4- افراد پيري كه در فيلم بكارگيري شده اند از علماي پير و دوستدار  رهبري حكايت نمي كند  ؟

 
5- به نظر شما در اين سريال كه معلوم نيست چند قسمت در ذهن هاي مردم كارمي كند چه چيزي براي مردم به مسخره گرفته مي شود تمامي مواردي كه در نظام ما هست به نحو دروغين و بزرگنمايي شده عنوان شده و هر كاري كه در اين نظام مقدس انجام مي شود به نوعي با گوشه اي از اين سريال شباهت داشته و اين نظام و حكومت را به نوعي در بين مردم به سخره گرفته است ؟

 
6- به نظر شما اين همان تهاجم نرم خاموش نيست كه سايتهاي اينترنتي خارجي در لفافه كامل و فيلمهاي هاليودي در اشكال مبهم با هزينه هاي بالا به خورد ما مي دهند تا شايد اثري داشته باشد ولي در اين سريال به اين واضحي با پول مردم به خورد همه مي دهند ازداخل خود نظام . واقعا هزينه اين هم جوايز از كجا آورده شده كه براي هر قسمت قرعه كشي مي شود ؟
 
خدا كند كه اين طور نباشد
 و همه جوابها منفي باشد ولي اگر باشد چه ..............